سه شنبه 13 دی 1390
نقش سلمان در شیعه بودن ایرانیان
بسم الله الرحمن الرحیم

نقش سلمان در شیعه بودن ایرانیان
سلمان به جهت ایرانی بودن، ارتباط با ایرانیان را بر عهده داشت و حتی برای نشر دین، ترجمة بخشی از قرآن به زبان فارسی را به عهده گرفت. ایشان نامه های حضرت رسول صلی الله علیه و آله به ایرانیان و بالعکس را مدیریت می کرد و زمانی که ایرانیان برای دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله می آمدند، به منزل جناب سلمان می رفتند. این ارتباط برای گسترش مکتب تشیع در ایران رابطه ای کلیدی به شمار می رفت؛ چراکه پس از حضرت رسول صلی الله علیه و آله لحظه ای از مولای متقیان، امیرمؤمنان علی علیه السلام جدا نشد و بدون ترس و با شهامتی بی بدیل در مقابل خلفا ایستاد و جملة معروف فارسی او کردید و نکردید 1 زبانزد عام و خاص شد.
سلمان در فتح قادسیه، وقتی که به ایران برگشته بود، در صف مقدم جهاد حاضر شد و مردم هر منطقه را قبل از جنگ، سه بار به دین اسلام دعوت می کرد و می فرمود: من از شما هستم و به شما علاقه مندم. به اسلام بپیوندید.
گرچه بنیان تشیع در زمان رسول حق پایه گذاری شد؛ ولی از مهم ترین عواملی که باعث تحکیم تشیع گردید، وجود شیعیان راستین و مخلصی همچون سلمان بود که خدمت به این سفیر الهی را به جان خریدند و در محضر پیامبر حق از هیچ کمکی فروگذار نکردند.
سلمان الخیر همان سلمانی بود که به فرمودة امیرالمؤمنین علی علیه السلام تمامی وجودش خیر بود، و مسلمانى مخلص، مهربان، عادل، زاهد و عالم، که با شجاعت از تشیع دفاع کرد و حقیقت تشیع را برای جهانیان به تصویر کشید. او مطیع بی چون و چرای امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود و امامتش را امری الهی می دانست و به مردم تفهیم می کرد.
موارد بسیاری در زمان خلفا رخ داد که خلفا در برابر سؤالات بیگانگان درمی ماندند و سلمان مردم را به نزد امام علی علیه السلام می برد تا حضرت با پاسخ به سؤالها، آبروی اسلام را حفظ کند و جناب سلمان از این طریق به آگاهی بخشی می پرداخت و مقام علمی امیرالمؤمنین علیه السلام را به مردم نشان می داد. 2
چهار عامل اصلی ایمان، معرفت به اهل بیت علیهم السلام ، شجاعت و موقعیت شناسی در وجود شخصیت کم نظیر سلمان توانست ایشان را در صف مقدم تشیع قرار داده و مقام آن جناب را به اوج برساند.
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایة آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
1) یعنی ناشایسته ای را انتخاب کردید و شایستهای را انتخاب نکردید.
2) مقاله: سلمان فارسی و پیدایش تشیع در ایران، احمد صادقی اردستانی، ص10.
با استفاده از: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 148.

نقش سلمان در شیعه بودن ایرانیان
سلمان به جهت ایرانی بودن، ارتباط با ایرانیان را بر عهده داشت و حتی برای نشر دین، ترجمة بخشی از قرآن به زبان فارسی را به عهده گرفت. ایشان نامه های حضرت رسول صلی الله علیه و آله به ایرانیان و بالعکس را مدیریت می کرد و زمانی که ایرانیان برای دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله می آمدند، به منزل جناب سلمان می رفتند. این ارتباط برای گسترش مکتب تشیع در ایران رابطه ای کلیدی به شمار می رفت؛ چراکه پس از حضرت رسول صلی الله علیه و آله لحظه ای از مولای متقیان، امیرمؤمنان علی علیه السلام جدا نشد و بدون ترس و با شهامتی بی بدیل در مقابل خلفا ایستاد و جملة معروف فارسی او کردید و نکردید 1 زبانزد عام و خاص شد.
سلمان در فتح قادسیه، وقتی که به ایران برگشته بود، در صف مقدم جهاد حاضر شد و مردم هر منطقه را قبل از جنگ، سه بار به دین اسلام دعوت می کرد و می فرمود: من از شما هستم و به شما علاقه مندم. به اسلام بپیوندید.
گرچه بنیان تشیع در زمان رسول حق پایه گذاری شد؛ ولی از مهم ترین عواملی که باعث تحکیم تشیع گردید، وجود شیعیان راستین و مخلصی همچون سلمان بود که خدمت به این سفیر الهی را به جان خریدند و در محضر پیامبر حق از هیچ کمکی فروگذار نکردند.
سلمان الخیر همان سلمانی بود که به فرمودة امیرالمؤمنین علی علیه السلام تمامی وجودش خیر بود، و مسلمانى مخلص، مهربان، عادل، زاهد و عالم، که با شجاعت از تشیع دفاع کرد و حقیقت تشیع را برای جهانیان به تصویر کشید. او مطیع بی چون و چرای امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود و امامتش را امری الهی می دانست و به مردم تفهیم می کرد.
موارد بسیاری در زمان خلفا رخ داد که خلفا در برابر سؤالات بیگانگان درمی ماندند و سلمان مردم را به نزد امام علی علیه السلام می برد تا حضرت با پاسخ به سؤالها، آبروی اسلام را حفظ کند و جناب سلمان از این طریق به آگاهی بخشی می پرداخت و مقام علمی امیرالمؤمنین علیه السلام را به مردم نشان می داد. 2
چهار عامل اصلی ایمان، معرفت به اهل بیت علیهم السلام ، شجاعت و موقعیت شناسی در وجود شخصیت کم نظیر سلمان توانست ایشان را در صف مقدم تشیع قرار داده و مقام آن جناب را به اوج برساند.
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایة آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
1) یعنی ناشایسته ای را انتخاب کردید و شایستهای را انتخاب نکردید.
2) مقاله: سلمان فارسی و پیدایش تشیع در ایران، احمد صادقی اردستانی، ص10.
با استفاده از: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 148.
جمعه 14 بهمن 1390
حكایتهایی از احترام به علمای اسلام (1)
بسم الله الرحمن الرحیم
حكایتهایی از احترام به علمای اسلام (1)
1ـ از آیت الله وحید بهبهانی؛ از آن عالم جلیل القدر و مرجع عصر، پرسیدند كه چگونه به این مقام رسیدهای؟
فرمود: اگر به جایی رسیدهام، مرهون احترامی است كه به فقها و علمای اسلام گذاشتهام.1
حكایتهایی از احترام به علمای اسلام (1)
1ـ از آیت الله وحید بهبهانی؛ از آن عالم جلیل القدر و مرجع عصر، پرسیدند كه چگونه به این مقام رسیدهای؟
فرمود: اگر به جایی رسیدهام، مرهون احترامی است كه به فقها و علمای اسلام گذاشتهام.1

2ـ مرحوم آیت الله بروجردی؛ در مسجد بالاسر كنار مرقد مطهر حضرت معصومه ـ علیها السّلام ـ تدریس میكردند؛ در یكی از روزها هنگام درس، آقا متوجه شدند كه یكی از شاگردان او به قبر حاج شیخ عبدالكریم حائری تكیه داده است، با تندی به او فرمود: آقا به قبر تكیه نكنید، این بزرگان برای اسلام زحمت كشیدهاند، به آنان احترام بگذارید.
آیت الله بروجردی برای كتب علمی و دینی، احترام بسیاری قایل بودند و میفرمودند: «در تمام عمرم در اتاقی نخوابیدهام كه در آن، كتب حدیث، حتی دارای یك حدیث باشد.»2
1. سرگذشتهای ویژهای از زندگی امام خمینی، ج5، ص165.
2. داستان دوستان، ج5، ص258.
با استفاده از: erfan.ir
جمعه 14 بهمن 1390
حكایتهایی از احترام به علمای اسلام (2)
بسم الله الرحمن الرحیم
حكایتهایی از احترام به علمای اسلام (2)
حكایتهایی از احترام به علمای اسلام (2)

امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مجلسی كه بزرگان و سالخوردگان اصحابش حضور داشتند، از هشام بن حكم كه جوانتر از همه بود، احترام فراوان به عمل آورد و او را بالاتر از همه نشانید، به خاطر اینكه جوانی عالم و گویندهای توانا بود. 1
1. تعالیم آسمانی اسلام، ص49.
با استفاده از: erfan.ir
جمعه 14 بهمن 1390
احترام امام هادی ـ علیه السّلام ـ به عالم
بسم الله الرحمن الرحیم
احترام امام هادی ـ علیه السّلام ـ به عالم
ماجرایی در كتاب احتجاج طبرسی نقل شده كه خلاصه و مضمونش چنین است: یكی از فقهای شیعه بر امام هادی ـ علیه السّلام ـ وارد گردید، در حالی كه جمعی از علویین و بنی هاشم در محضر امام ـ علیه السّلام ـ بودند. حضرت به آن عالم احترام نمود و جای خود را به او داد. این كار بر علویین و بنی هاشم گران آمد. یكی از آنها نتوانست تحمل كند، به خدمت امام ـ علیه السّلام ـ رفت و عرض كرد: «یابن رسول الله! آیا شما یك عالم را بر بنی هاشم مقدّم میداری؟» حضرت فرمود: مگر خداوند در قرآن نفرموده: «... اِذا قیلَ لَكُمْ تَفَسَّحوُا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللهُ لَكُمْ...1؛ ای مؤمنان! هرگاه به شما گفته شد كه جایی را در مجلس بگشایید، چنین كنید تا خداوند نیز نسبت به شما در كارهایتان گشایش به وجود آورد.»
احترام امام هادی ـ علیه السّلام ـ به عالم
ماجرایی در كتاب احتجاج طبرسی نقل شده كه خلاصه و مضمونش چنین است: یكی از فقهای شیعه بر امام هادی ـ علیه السّلام ـ وارد گردید، در حالی كه جمعی از علویین و بنی هاشم در محضر امام ـ علیه السّلام ـ بودند. حضرت به آن عالم احترام نمود و جای خود را به او داد. این كار بر علویین و بنی هاشم گران آمد. یكی از آنها نتوانست تحمل كند، به خدمت امام ـ علیه السّلام ـ رفت و عرض كرد: «یابن رسول الله! آیا شما یك عالم را بر بنی هاشم مقدّم میداری؟» حضرت فرمود: مگر خداوند در قرآن نفرموده: «... اِذا قیلَ لَكُمْ تَفَسَّحوُا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللهُ لَكُمْ...1؛ ای مؤمنان! هرگاه به شما گفته شد كه جایی را در مجلس بگشایید، چنین كنید تا خداوند نیز نسبت به شما در كارهایتان گشایش به وجود آورد.»
و بعد فرمود: «... یَرْفَعِ اللهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذینَ اُوتُوا العِلْمَ دَرَجاتٍ...2؛ خداوند، مؤمنان و عالمان را بر دیگران به درجاتی برتری داده است.» پس چرا ناراحتید از اینكه من یك عالم را به خاطر اینكه خداوند او را بالا برده و عظمت داده برتری دادهام؟ این عالم فلان ناصبی را با اقامهی دلیل و برهان الهی محكوم كرده است و این فضیلت از هر نَسَبی برای او برتر است.»3
1. مجادله/11.
2. مجادله/11.
3. احتجاج طبرسی، ج2، ص455.
با استفاده از: erfan.ir
جمعه 14 بهمن 1390
حكایتهایی از احترام به استاد (1)
بسم الله الرحمن الرحیم
حكایتهایی از احترام به استاد (1)
حكایتهایی از احترام به استاد (1)
1ـ فرزند حضرت آیت الله العظمی حائری ـ رحمه الله ـ بنیانگذار حوزهی علمیه قم، از پدرش نقل كرده كه فرمود: توفیقاتی كه در زندگی نصیب من شد و در پرتو آنها توانستم حوزه را تشكیل دهم، همه مرهون خدماتی است كه به استادم؛ مرحوم سید محمد فشاركی ـ رحمه الله ـ كردهام. زمانی ایشان به شدت بیمار شدند و كار بدان جا كشید كه من مدت شش ماه، برای ایشان، طشت مهیّا میكردم و بدین عمل افتخار میكردم.
با استفاده از: erfan.ir
جمعه 14 بهمن 1390
حكایتهایی از احترام به استاد (2)
بسم الله الرحمن الرحیم
حكایتهایی از احترام به استاد (2)
حكایتهایی از احترام به استاد (2)
بسیاری از علمای بزرگ هنگام یاد كردن از استاد خود با جملهی «روحی فداه» علاقه و محبت عمیق و سرشار خود را به استاد ابراز میكردند؛ از جمله: امام خمینی ـ قدس سره الشریف ـ نسبت به استاد خود آیت الله شاه آبادی ـ رحمه الله ـ چنین شیوهای داشتند هرگاه به مناسبتی نام او به میان میآمد، میفرمودند: «شیخ عارف كامل ـ روحی فداه ـ ».
با استفاده از: erfan.ir
تبلیغات
